کی این روزای سرد تموم میشه!!!!!!!!!
هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی روزگار
خاطرات
هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی روزگار
امروز چند بار با سعید تلفنی صحبت کردم خدا رو شکر اونم حالش خوبه ...یه مدت سرد شده بود اما الان بهتر شده فقط همین.. همینطوری دارم روزای زندگیمو با اس ام اس و تلفنی صبت کردن با سعید میگذرونم نمیدونم اخرش چی میشه از خدا کمک میخوام
نمیدونم چطوری باید با سعید برخورد کنم؟ واقعا موندم!


در دیاری که در ان نیست کسی یار کسی
کاش یارب که نیفت به کسی کار کسی






وای اصلا باورم نمیشه ...فردا مامان اینا دارن میرن شمال خواستگاریه شکوفه ...داداش سعید هم واسه من ادم شده میخواد زن بگیره
بابا بزرگتری گفتن کوچیکتری گفتن
مامان اینا فردا ساعت ۵ راه می افتن منم سعید جونمو دعوت کردم خونمون اخه من تهران می مونم خیلی خوشحالم فردا بعد از ۲ ماه سعید رو میبینم
سعید هم خوشحاله فردا سعید ۶ صبح خونمونه دلم شور میزنه اضطراب دارم نمیدونم چرا شاید واسه اینه که سعید اولین بارشه که قراره بیاد خونمون ......خدا کنه همه چیز خوب پیش بره
دوستای گلم عیدتون مبارک امیدوارم شماها هم خوش باشید عیدو


دیشب ساعته ۱.۳۵ اینطورا بود داداشم از پادگان زنگ زد تا جواب دادم قطع شد سعید پشت خطی شد حسابی قاطی کرد که این موقع شب کی با تو کار داره زنگ زده ۱۰۰تا اس ام اس داد که یاالله زود باش شمارشو بمن بدهگریه هایم بی صداست
عشق منبی انتهاست
ردپای اشکهایم را بگیر
تا بدانی خانه عشق کجاست

در این کوه رودی است به نام صفا
در این رود ابراهی میرود به نام وفا
سرانجام این ابراه به ابگیری میریزد به نام وداع
سعید جونم هر چی از دلتنگی بنویسم بازم کمه... خیلی دلم برات تنگ شده کاش کنارم بودی![]()
دلم میخواد دونی که من هرگز بهت دروغ نگفتم با این که میدونم ان وبلاگو نمیبینی بهت میگم ![]()
کاش باورت میشد همه زندگیه منی![]()
